محرم91
عسل تو روروک خوابش برده
همه وجودم فدات
ص ـ ـد ش . م . ع و پـ ر و ا نـ ـه فدایت یاالودود یک شاخه گل از آسمان افتاده پایین یک عشق ناب و بیکران افتاده پایین گلدان گلستان شد از این گلتر ز گلها رنگین دلی همچون کمان افتاده پایین با این زبان در وصف او چندی چه گویم؟ وقتی که چشم در چشمِ مستِ مستِ اویم هرچه بگویم از بَر و رویش ، بماند کز او دوصد لبخند زرّفامی بجویم ...
نویسنده :
مامان وبابا
18:42
فقط برای زحمتایی که بابا واسم کشید
عاشقتم امیر عباس
حادثه.حادثه
داشتیم میرفتیم خونه عمم که پای نفس مامان چسبید به موتور باباش و سوخت.من که همیشه میگم ایشا الله درد و بلات بخوره تو سرم جیگرم بعداز اینکه پاش سوخت توقعاتشم بالا رفت هر دقیقه یه چیز میخواست.لوسی مامان کودک که بودم ، وقتی زمین میخوردم ،مادرم مرا میبوسید، تمام دردهایم از یادم میرفت ... دیروز زمین خوردم، ... ...... دردم نیامد ، اما... به جایش تمام بوسههای مادرم به یادم آمد ایشالله مامانت قربون درد ...
نویسنده :
مامان وبابا
15:18










